عرضه اولین فلش درایو 120GB توسط کینگستون

مطالب آموزشی درمورد عکاسی و تصویربرداری

آيينه شكسته اي از دنيا
از زمان پيدايش عكاسي كه مهمترين راسنه ثبت تصوير محسوب مي شود. افزون بر 170 سال مي گذرد اگر بگوييم عكاسي، شيوه نگريستن ما را به دنيا و خودمان دگرگون كرده است ، سخني گزاف نگفته ايم . عكاسي، درك و شناخت ما از واقعيت را متحول كرده و به مرور زمان بر اثر همين تحول خود عكاسي نيز دچار دگرگوني شده است . ديگر تصاوير عكاسي، تنها واسطه هايي بي آلايش تلقي نمي شوند كه همچون آيينه اي دنيا را برايمان منعكس كنند. در واقع همين تصاوير، دنياي ما را مي سازند و به ما كمك مي كند تا در عالمي آرامش بخش ، سير و سياحت كنيم .
سالها قبل از اينکه عکاسي اختراع شود اساس کار دوربين عکاسي وجود داشت. يک دانشمند مسلمان به نام ابن هيثم در قرن پنجم هجري / يازدم ميلادي وسيله اي را به نام جعبه تاريک در مشاهده کسوف استفاده کرده بود.اتاقک تاريک، عبارت بود از جعبه يا اتاقکي که فقط بر روي يکي از سطوح آن روزنه اي ريز، وجود داشت. عبور نور از اين روزنه باعث ميشد که تصويري نسبتا واضح اما به صورت وارونه در سطح مقابل آن تشکيل شود.
شروع کار
انجام
مرحله ابتدایی کار بسیار ساده است و براحتی میتوانید آن را انجام دهید.
من برای انجام آن ابتدا دوربینMinolta 5D خودم را بر روی یک سه پایه محکم
در گاراژ منزلم (که محیط بسیار تاریکی است) سوار کردم؛ دوربین Sony Alpha
100 خود را به عنوان سوژه بر روی میز کارم قرار داده و سپس شاتر آن را به
مدت 2 ثانیه باز گذاشتم و یک عکس تقریبا خوب بدون اینکه اوراکسپوژ شود
تهیه کردم (ترجیحا باید میز کار و پس زمینه را بوسیله یک پارچه سیاه رنگ
مات و یا کاغذهای مشکی مات بپوشانید) در عکس بعدی بوسیله یک چراغ قوه
کوچک با نور متمرکز و نقطهای (ترجیحا چراغهای لیزری و یاLED تک لامپ و
یا چراغ قوههای معمولی با نور اندک) دور تا دور قسمتهای مختلف دوربین را
به صورت چرخشي نور دادم، در این مرحله باید توجه داشته باشید که چه میزان
نوردهی انجام میدهید و منبع نوری شما چقدر قوی است، اگر نیاز بود مدت
زمان نوردهی را بیشتر و یا کمتر کنید. این کار را باید آنگونه انجام دهید
که تصویر شما اوراکسپوژ نشود. من در تصاویر زیر از 20 ثانیه نوردهی
استفاده کردهام. برای اینکه در هنگام ادغام تصاویر در مرحله بعد و تغییر
رنگ نورها دستمان بازتر باشد من تصویر را به 5 قسمت تقسیم کردم و 5 عکس
متفاوت ( بدون دست زدن به سه پایه ) تهیه کردم، یک عکس از گریپ، یکی از
لوگوی سونی، یک عکس از لنز، دیگری از دکمه تنظیمات دوربین و آخری هم از
سمت چپ دوربین تهیه شد.
بعد از تهیه عکسها فایل هایRAW آنها را در نرم افزار فتوشاپ باز کردم و تبدیل کردم و هرکدام را در یک لایه مختلف قرار دادم.
در
اینجا شاید سوالی مطرح شود که دیگر تنظیمات دوربین مثل دیافراگم، ایزو و
فاصله کانونی را چگونه انتخاب کردهام! باید عرض کنم که این به شما بستگي
دارد. اما هر تنظیمی را که انتخاب میکنید باید در کلیه عکسها رعایت کنید
و به هیچ وجه آنها را تغییر ندهید. ترجیحا از فاصله کانونی استفاده کنید
که کمترین اعوجاج را داشته باشد ( یک فاصله نرمال)، ایزو را بر روی 100
قرار دهید (برای کاهش نویز) دیافراگم را طوری انتخاب کنید که کل سوژه دیده
شود و عمق میدان کافی داشته باشید و همین طور شارپ ترین بازه دیافراگم لنز
را انتخاب کنید (مثلا بین 4.5 تا 8 مناسب است) اگر دیافراگم را بیش از حد
ببندید زمان نوردهی را باید افزایش دهید و اگر بسیار باز باشد ممکن است
تصاویر شما اوراکسپوژ شود.
کار بر روی فایلها
تصاویر
را در فتوشاپ باز کنید (شاید پرسیده شود آیا تنها باید در فتوشاپ تصاویر
را ویرایش کنیم؟ بنده پاسخ میدهم خیر! در هر نرم افزاری که بتوان
لایههای مختلف ایجاد کرد و به این لایه ها تنظیمات متفاوت اعمال کرد و در
نهایت آنها را با هم ادغام کرد، پس چه نرم افزاری بهتر از فتوشاپ!) سپس
عکس ها را در یک تصویر واحد باز کردم (به صورت چند لایه مختلف) در این
مرحلهblending mode لایه ها را بر رویScreen قرار دادم (به جز لایه
بکگراند و یا همان تصویر اولیه با 2 ثانیه نوردهی)
در این مرحله باید تصویر شما ترکیبی باشد از تمامی تصاویری که تهیه کرده اید و همگی نمایش داده شوند. (چیزی شبیه به تصویر زیر)
سپس
برای هر لایه به صورت جداگانه یک لایه hue and saturation که به آن سنجاق
شده باشد را انتخاب کنید (در هنگام اعمال hue and saturation فراموش نکنید
که دکمه colorize تیک خورده باشد، ترجیحا اشباع رنگ را افزایش دهید و
فراموش نکنید که لایه hue and saturation را به لایه زیرین به صورت مجزا
سنجاق کنید تا این رنگ ها تنها بر روی لایه قبلی اعمال شود و نه بر روی
تمامی لایه ها)
در این مرحله با اعمال 5 لایه hue and saturation برای هر تصویر شما یک
تصویر کامل و متشکل از 5 نور متفاوت خواهید داشت.فقط فراموش نکنید که از
رنگهای زنده و پر کنتراست استفاده کنید تا کارتان جلوه زیباتری پیدا کند.

این نوشته کوتاه از کرستینا دیکسون است که یک عکاس و مربی عکاسی در پورتلند است.
هر
عکاس پرتره در موقعیت خارج از استودیو، با چالشهای خاصی مانند توجه به
جزئیات مربوط به سوژه مورد نظر، پوز سوژه، نورپردازی و ترکیببندی
روبروست. شاید یکی از بزرگترین اشتباهات عکاسان غیر حرفهای در محیط بار،
عدم توجه کافی به صحنه پس زمینه عکس پرتره است. عکاسانی که به اندازه کافی
به جزئیات موجود در کادر عکسشان دقت نمیکنند، نتیجه کارشان عکسهایی
خواهد بود که تمرکز کافی بر روی سوژه وجود ندارد. هیچ عروس یا
فارغالتحصیل دانشکدهای بابت عکسی پول نمیدهد که در آن یک شاخه درخت به
پشت سرش چسبیده باشد! چنین المانهای مزاحمی، تمرکز روی سوژه اصلی را به
هم میزنند و به کیفیت کار عکاس لطمه زیادی وارد میکنند. برای یک عکس
پرتره که به خوبی پوز داده شده و خیلی زیبا نورپردازی شده، چیزی دردناکتر
از آن نیست که تنها بخاطر عدم توجه به ترکیب بندی پس زمینه بدرد نخور شود.
پوز و نورپردازی هر دو نقشی مهمی در ایجاد یک پرتره پویا بازی
میکنند. اما، ترکیببندی پس زمینه یک عامل فراموش شده است که باید برای
آن به همان اندازه زمان و تفکر به خرج داد. در این مورد، چند نکته هست که
باید هنگام گرفتن یک عکس پرتره عالی مد نظر قرار دهید:
6- زاوایای عکاسی خود را تغییر دهید.
بعضی
وقتها حذف یک المان مزاحم از کادر به سادگی تغییر موقعیت دوربین به نقطه
دیگری است. برای استفاده بهینه از پرسپکتیو، سعی کنید زاویه دوربین نسبت
به سوژه را تغییر ددهید. اغلب با کمی تغییر به راست یا چپ یا کمی بالاتر
یا پایینتر بردن دوربین، میتوان یک المان مزاحم در کادر مانند یک شاخه
درخت یا تیر چراغ برق را کاملا حذف کرد.
اگر بر روی جزئیات پس زمینه تصویرتان دقت داشته باشید، عکسهای
پرتره شما مورد توجه واقع خواهد شد. سوژه خود را در فضای خارجی عکاسی کنید
و توجه کافی به ترکیب بندی پرتره داشته باشید. حتما موفق خواهید شد.
در آغاز قرن بیستم ، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرامآرام مکتب "اکسپرسیونیسم" از دل آن بیرون آمد. واژهی اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشیهای «اگوست اروه » به کار رفته است.
اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود.
به عبارت دیگراکسپرسیونیسم شیوهای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگهای تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره میگیرد.
اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه ای عاری از طبیعت گرایی که می خواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشتههای دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دورههای گوناگون به گونههایی نمود یافتهاست.
مثلا مکتب تبریز را در نگار گری ایرانی، اکسپرسیونیسم هنر ایران می نامند.
عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کارشان را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستمگرانه ی حکومتها، مقررات غیر انسانی کارخانهها و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند.
این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگهای تند و مهیج و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قلم مو و شکلهای اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با اینجاد ژرفانمایی و بدون هیچگونه سامانی ایجاد می کردند و هر عنصری را که آرامش بخش و چشم نواز بود از کار خود خارج می کردند.
هنرمندان این سبک:
ونسان ویلِم ون گوگ (۱۸۵۳- ۱۸۹) نقاش معروف این سبک، زاده هلند بود. نام او در زبان هلندی فینسِنت فان خُخ تلفظ می شود. ونسان، تلفظ فرانسوی اسم کوچک اوست و در انگلیسی وینسنت می گویند( Vincent van Gogh)
ون گوگ عاشق گل آفتابگردان بود و مجموعه گل های آفتابگردان او از معروفترين نقاشی هايش است كه در کل از یازده اثر تشکیل شده، وی میگفت:" زردی آفتابگردان بهترین رنگی است که می توان پیدا کرد. خیلی شاد است. واقعا شاد است."


سرعت شاتر صحيح را بدست آوريد – در اين مورد حدود 1/15 (يك پانزدهم) ثانيه و پيش زمينه بلور خواهد بود چرخها تا حدي بلور شده اند و ماشين شفاف است و در حال حركت به نظر مي رسد.

در اينجا سرعت سريعتر 1/60 ( يك شصتم) ثانيه مورد استفاده قرار گرفته است، من ميتوانستم با سرعتي حدود 1/8 تا 1/15 ثانيه اين كار را انجام دهم اما مي خواستم ترشحات آب شفاف به نظر برسند.
بسته به سرعت و فاصله سوژه از سرعت شاتري ميان 1/8 (يك هشتم) و 1/125 (يك يكصدو بيست پنجم) استفاده كنيد. شاتر را زماني فشاردهيد كه سوژه به نقطه مياني در طي مسير پانينگ (چرخش افقي) شما رسيده است تا اطمينان يابيد سوژه در بهترين وضعيت قرار دارد و تلاش كنيد تا بدون بالا و پايين كردن دوربين كه منجر به تار شدن سوژه مي شود سوژه را ردگيري كنيد. بسياري از دوربينهاي خودكار يك override دارند بنابر اين شما مي توانيد به طور دستي سرعت شاتر را تنظيم كنيد. در غير اين صورت ممكن است مجبور شويد از يك فيلتر تراكم خنثي (Neutral Density) براي كاهش مقدار نوري كه به فيلم ميرسد استفاده كنيد. براي دوربينهاي كامپكت ميتوانيد ورقي از ژل نوررساني (Lighting Gel) ND تهيه كنيد و آن را به اندازه لنز دوربين بريده و بر روي آن بچسبانيد.

ردگيري سوژه اي كه در خط مستقيم قرار ندارد به هنگام پانينگ نيازمند مراقبت است. در اينجا من مجبور بودم سوژه را در قوسي ردگيري كنم كه توسط تاب ساخته شده بود تا مطمئن شوم كه سوژه شفافتر از پيشزمينه است. سرعت 1/4 (يك چهارم) در اينجا مورد استفاده قرار گرفته و حسي بي نظير از حركت خلق كرده است.
چنانچه از دوربين ديجيتالي استفاده مي كنيد كه هم منظره ياب LCD و هم منظره ياب نوري دارد از منظرهياب نوري آن استفاده كنيد چراكه هنگام دنبال كردن سوژه در اين سرعت LCD بربده بريده به نظر ميرسد و ردگيري دقيق سوژه را مشكل ميسازد.

در اينجا سه نمونه از چيزهايي كه مي توانند باعث اشتباه شوند نشان داده شده است. بالا سمت چپ نگاهي ايستا به ماشيني را نشان مي دهد كه ناشي از سرعت خيلي زياد شاتر است. در وسط به چيزهايي دقت كنيد كه ميتوانند وارد مسير پانينگ شما شوند. در اينجا درختچه راه ديد را بسته است. تصوير بالا سمت راست از LCD دوربين ديجيتال استفاده شده است. اين مطلب به اضافه پاسخ كاربر (عكاس) و تاخير ناچيز شاتر باعث از دست دادن حركت شده است.
تكنيك ديگري كه مي توانيد امتحان كنيد همزماني آهسته فلاش است كه در آن از سرعت پايين شاتر و فلاش استفاده ميكنيد. فلاش به محض زده شدن سوژه در حال حركت را منجمد مي كند و سرعت طولاني شاتر ما را مطمئن مي سازد كه پيش زمينه تار مي شود. اين تكنيك نيز نيازمند كسب سرعت مناسب پانينگ است. با سرعت بسيار آهسته همانطور كه مي بينيد رد دوچرخه هم زياد است و با پيش زمينه تار مخلوط شده است (تصوير سمت چپ). با سرعت خيلي زياد همه چيز فريزمي شود ( تصوير سمت راست). سرعت مناسب حدود 1/8 تا 1/15 ثانيه است.

